این ها کوچولوهای کلاس اولن . شیطونن ولی هر کدومشون یه دنیا هستن. خداهمشون رو حفظ کنه و روز به روز موفق تر باشن
کودک شما هفت ساله است .می تواند به خوبی حدود نیم ساعت تمرکز کند ،می تواند برخی مسائل را کاملاً توضیح دهد . به آسانی و بدون اضطراب مدتی از شما دور باشد. باکودکان دیگرگروه های کوچک تشکیل می دهد و مدّتها با آنها سرگرم می شود. لباسش را می تواند بپوشد و به تنهایی به دستشویی می رود و نظافت می کند
مفاهیمی مثل بالا ،پایین ،عقب جلو و رنگ ها را به خوبی می داند . اسم و فامیل خود را می داند و می تواند تا 10 بشمارد. او آماده است که به کلاس اول برود و شما شادی ای دارید در عمق وجود تان ......
امّا این شادی با اضطرابی سخت همراه است .با اضطرابی که نمی توانید آن را نادیده بگیرید.از اطرافیان می شنوید که پایه ی اوّل ،پایه ی سختی است ...به دنبال بهترین مدرسه ،بهترین معلّم و بهترین ها برای فرزندتان هستید.
برای کم کردن این اضطراب و هم چنین برای آسان تر کردن و هموار کردن راهتان باید دست به کار شوید...همین الان آغاز کنید...کارهایتان را مرتّب کنید و بچّه ها را حاضر کنید....
توصیه هایی برای آماده سازی کودکان برای ورود به کلاس اوّل ،شاید بتواند چراغ راه پرفراز و نشیب تان باشد.
آماده سازی و پرورش کودکان برای ورود به کلاس اوّل :
پرورش مهارت های عمومی:
· از چند هفته قبل نسبت به مدرسه ی کودک اطمینان حاصل کنید . جابجایی کودک در روزهای اوّل مدرسه اصلاً کار جالبی نیست.
· سلام کردن و برقراری ارتباط با بزرگتر ها را به او بیاموزید.
· اجازه گرفتن و با نوبت صحبت کردن را در منزل تمرین کنید .
· به کودک این اطمینان را بدهید که اگر در مدرسه مشکلی داشت ، می تواند خیلی آسان آن مشکل را با معلّم یا مدیر مدرسه در میان بگذارد.
· به موقع حرف زدن به موقع سکوت کردن و به موقع اظهار وجود کردن را حتماً به او یاد بدهید.
· آداب دستشویی رفتن و رعایت بهداشت فردی را به طور کامل در او کنترل کنید.
· نحوه ی صحبت کردن او را مورد ارزشیابی قرار بدهید . بلند ، آرام ، مودب و دوستانه حرف زدن را با او تمرین کنید. در بازی های ساده گاهی معلّم شوید، گاهی یک دوست و گاهی خود دانش آموز.
· حتماً قبل از شروع مدرسه او را به مدرسه بیاورید . کلاس ها ،سرویس بهداشتی ،حیاط و دفتر را به او نشان دهید.
· پوشیدن و در آوردن لباس ها و کفش ها را بارها و بارها با او تمرین کنید.
· هنگامی که برای او وسیله ای می خرید ، حتماً او را همراه ببرید.(خرید وسایل را زیاد به تعویق نیندازید . این امر برای کودک پر از شادی و نشاط است. اجازه بدهید تا چند هفته مرتّب وسایلش را چک کند و با آنها ارتباط برقرار کند .)
· در خرید کیف مدرسه نهایت دقّت را به خرج بدهید. برای کودک کیفی بخرید که اندازه و جنس مناسبی داشته باشد . کیف بچّه ها ترجیحاً از نوع کوله پشتی باشد امّا دسته ای هم برای حمل آسان داشته باشد. کیف باید دارای چند جیب متعدد باشد تا طبقه بندی وسایل برای کودک میسّر باشد.
· نگهداری و حفظ وسایل را به او یاد بدهید . وسایلش را برایش معرّفی کنید و موارد استفاده و مکان آن را در کیف و یا جامدادی برایش توضیح دهید.
· دفتر هایش را جلو چشمش جلد کنید و اسم و فامیلش را روی همه ی وسایلش بچسبانید.چشم کودک را با مارک مداد رنگی و سایر وسایل آشنا کنید.
· استفاده از لیوان و دستمال و سایر وسایل مربوط به طرز خوردن تغذیه در مدرسه را در منزل تمرین کنید .
· پیاده و سوار شدن به سرویس و آداب استفاده از سرویس و نکات ایمنی را به آموزش دهید . سعی کنید با برنامه ریزی دقیق و مرتّب ، اضطراب ناشی از جاماندن از سرویس را به حداقل برسانید .
· در منزل به او مسئولیّت بدهید . این امر موجب پرورش حس دقّت ،اتکاء به نفس و مسئولیت پذیری در وی می شود.
پرورش مهارت های جسمانی:
· حتماً واکسن کودک را یکی دو ماه قبل از آغاز مدارس تزریق کنید.
· از لحاظ سلامت عمومی او را بررسی کنید . آزمایش انگل و سنجش سلامت عمومی زیر نظر متخصص تغذیه و ترمیم دندان ها ی پوسیده احتمال غیبت های مکرر در طول سال تحصیلی را به حداقل می رساند .
· موقعیت ها یی را پیش بیاورید که او بتواند ساعت ها در خارج از منزل بازی کند . این امر باعث می شود که آمادگی جسمانی او بالا برود .
· در برنامه تابستانی او حتماً کلاس سفال و نقّاشی را بگنجانید . این دو برنامه ماهیچه های ظریف انگشتان دست کودک را تقویت می کند .
· در بین بازی های کودک ، بازی هایی نظیر پرتاب توپ در حلقه ، بازی با خمیر ، بازی های فکر ی، حل کردن ماز (مارپیچ) های ساده- موجود در انواع مجلات کودک – حتماً شاخص تر باشد.
· حتماً ساعاتی در منزل به کتاب خواندن ، تماشای تلویزیون و آرام و ساکت بودن گذرانده شود .
· نزدیک به شروع مدارس ، ساعت خواب او را به طور جدّی تنظیم کنید.
پرورش مهارت های تخصصی:
· اگر به نظر خودتان یا به عقیده ی مربیان پیش دبستانی ، کودک شما بیش فعّال ، کم توجّه یا کم تمرکز است رفع مشکل را هر چه زودتر آغاز کنید. اوّل مهر برای حل این گونه مسائل بسیار دیر است .
· یک دفتر خط دار در اختیار کودک قرار دهید و مفهوم ، اوّل و آخر خط، بالا و پایین دفتر و یک خط در میان را به او یاد بدهید.
· نحوه ی پاک کردن مطالب و نحوه ی تراشیدن مداد ها را به او آموزش بدهید.
· سعی کنید مشکلات تکلّمی کودک را رفع کنید . در منزل گاهی به زبان نوشتاری با او حرف بزنید . موقع خواندن کتاب ،عیناً متن کتاب را برای او بخوانید و از قصّه گویی به زبان عامیانه بپرهیزید.
· طرز گرفتن مداد و نشستن را به او آموزش دهید.
· در منزل با اوپر کردن نقطه چین و خط چین وکار کنید .
· تشخیص سمت چپ و سمت راست را به او یاد بدهید .
· دسته بندی و طبقه بندی چیزها را بر اساس ویژگی های مشترک به او بیاموزید . (انواع لوبیا- اسباب بازی ها – کفش ها – لباس ها )
· مکان مناسب را برای انجام تکالیف تعینین کنید . آن مکان باید عاری از هر گونه عامل مخل و محرّک باشد.
· شعر خوانی و آموزش قرآن دایره ی فهم زبان کودک را بالا می برد .
· به او این اعتماد به نفس را بدهید که در کارهایش از دیگران تقلید نکند . امّا در صورت تقلید او را سرزنش نکنید . چون در این مقطع سنّی تقلید یکی از ابزارهای آموزش است .
مطالبی که والدین باید بدانند:
اواسط سال تحصیلی تصمیم به تعویض مدرسه ی یا کلاس کودک نگیرید.
قداست معلّم را حفظ کنید . اگر با برخی از روش های معلم موافق نیستید، آن را با خود معلم و یا با شورای مدرسه مطرح کنید .
ارتباط خود را با مدرسه حفظ کنید . به این ترتیب هر کدام می دانید که اوضاع در مدرسه یا منزل چگونه پیش می رود .
هرگز کودکتان را با کسی _حتّی با خواهر و برادرش _ مقایسه نکنید . هر کودک مجموعه ای از ویژگی های منحصر به فرد است که شما نمی توانید آن ها را عوض کنید .
محیط خانه را گرم و صمیمی کنید . به خاطر رشد و تعالی کودکتان از بحث های بیهوده در منزل بپرهیزید.
یک صدا، بخش، کلمه، حتی یک عبارت ممکن است چندین بار تکرار شود. لکنت زبان معمولا یک رخداد تکاملی موقتی در میان کودکان دو تا پنج سال است که با روان شدن کودک در استفاده از زبان مادری از بین میرود. لکنت این کودکان در هنگام ناراحتی، خستگی یا هیجانزدگی افزایش پیدا میکند.
از میان کودکانی که پس از 5 سالگی لکنتشان برطرف نشده است، 80 درصد آنها تا انتهای دوره بلوغ بهبود مییابند.
یک کودک زیر 7 سال که به لکنت دچار است، ممکن است برای پشت سر گذاشتن وقفههایی که در جریان صحبت کردن با آنها روبهرو میشود در کنار لکنت، حرکات همراهی نظیر پیچ و تاب دادن صورت، چشمک زدن، حرکت دادن بازوها، تنفس نامنظم یا حرکاتی دیگر را داشته باشد.
در واقع وقتی لکنت آغاز میشود، مانند سایر عادتها، به صورت یک الگوی طبیعی رفتار درمیآید. در این حالت، این عادت به طور ناخودآگاه بر پایه مجموعهای از رفتارهای وابسته به صحبت کردن و تنفس، ماندگار میشود که در برخی از افراد لکنت زبان تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا میکند.
این عارضه در تمام فرهنگها و در تمام مناطق دنیا و تمام اقوام مشاهده میشود و ظاهرا به قشر خاصی تعلق ندارد و در میان اقشار غنی، فقیر، افراد عقبمانده ذهنی و باهوش یافت میشود.
افراد مشهور زیادی مانند وینستون چرچیل و مریلین مونرو (بازیگر سینما) مبتلا به لکنت بودهاند اما وجود این عارضه در آنها مانع ایفای نقش اجتماعی نشده است. شمار لکنتیها تقریبا یک درصد کل جمعیت است.
اما در مورد کودکان این رقم بالاتر است، زیرا در این سن و سال، تعدادی از آنها لکنت موقتی دارند. آمار نشان داده است که به ازای یک دختر لکنتی، سه یا چهار پسر لکنتی وجود دارد.
شاید علت این امر به خاطر تفاوتهای سرشتی مابین دختران و پسران بخصوص در طول دوران اولیه رشد گفتار و زبان آنان باشد و یا به دلیل تفاوت واکنشهای محیط (به خصوص خانه) نسبت به توانایی آنها که باعث این میشود پسرها بیشتر نسبت به دخترها لکنت داشته باشند.
رفتارهای کلامی که نشاندهنده شروع لکنت میباشد شامل لرزشهای چهره ناشی از تنش زیاد، گفتار محتاطانه، گفتار خیلی سریع یا گفتار کند و آرام، دستپاچگی حین تکلم و مکث در وسط جمله و برگشت و شروع مجدد میباشد.
برخی از رفتارهای غیرکلامی شروع لکنت نیز شامل کمرویی و روبرگرداندن، علائمی از افسردگی و غمگینی، نگرانی و ضعف در مهارتهای اجتماعی میباشد.
زمانی که کودک تعداد زیادی از این رفتارها را نشان میدهد والدین بایستی نگران شوند. معمولا کودک لکنت زبانی اگر برادر یا خواهری داشته باشد آنان میتوانند در پیشرفت او کمک کنند یا بالعکس مانع وی شوند.
گاه آنان فرصتی به کودک نمیدهند که حرفش را بزند و کودک هم بهدلیل لکنت زبان همواره نیازمند اعمال کنترل روی بقیه افراد خانواده است تا در فرصتهای مناسب بتواند صحبت کند. در واقع او نیازمند حمایت پدر و مادر خود میباشد.
البته این حمایت به آن معنا نیست که او همیشه باید اجازه حرف زدن داشته باشد و یا قوانین سفت و سختی را اعمال نمایید که هیچ کدام از بچهها، هرگز صحبت او را قطع نکنند بلکه لازم است رفتار معقولی داشته باشید و در مورد تصمیمگیری روی زمانهای صحبت کردن وی به عنوان والد انعطافپذیر باشید.
آنچه باعث لکنت میشود
باورهای نادرست فراوانی درباره لکنت زبان وجود دارد. برخی معتقدند که لکنت زبان به دلیل مشکل هیجانی حلنشده یا اضطراب است اما به دلیل فقدان شواهد علمی این نظر کنار گذاشته شد. چون این مشکل گفتاری در خانوادهها شایع است، پژوهشگران ویژگیهای خانوادگی را از جمله علل اصلی لکنت زبان دانستهاند.
اما احتمال ندارد که چنین رفتاری به طور عمده، به دلیل کارکرد محیط زبانی کودک باشد. میتوان گفت عوامل ژنتیک، سهم بسزایی در سببشناسی لکنت زبان دارند براساس بررسیهای انجام شده، بیش از دو سوم لکنت زبان به دلیل وراثت و یک سوم باقیمانده ناشی از عوامل محیطی میباشد.
در مورد کودکان دچار لکنت زبان، معمولا وقتی درمان توصیه میشود که تکرار صداها و هجاها بیش از حد روی دهد و پدر و مادر یا خود کودک نگران مشکلات گفتاری باشند، یا در کودک نشانههایی حاکی از نگرانی در چهره یا گرفتگی صوتی آشکار شود.
معمولا درمان روانشناختی رایج برای کودکان مبتلا به لکنت زبان این است که به والدین آموزش داده شود تا خیلی آهسته با کودکان خود صحبت کنند، از جملههای کوتاه و ساده استفاده کنند تا در اصل از فشاری که کودک ممکن است به دلیل صحبت کردن احساس کند، بکاهند.
به هر حال از آن جا که اکثر کودکان، لکنت زبان را پشت سر میگذارند، یکی از مشکلات والدین و متخصصان بالینی تعیین این موضوع است که درمان، مداخله است یا تداخل. میتوان گفت در مورد لکنت زبان دو عامل فشارزا بسیار مهم میباشند.
یکی فشارهای مربوط به ارتباط با دیگران و دیگری فشارهای مربوط به فرم زندگی میباشد. در مورد فشارهای مربوط به ارتباط با دیگران، مثال بسیار خوب این است که شنونده چه با حرکات و چه با کلمات با گفتن «یواشتر» «عجله نکن» یا «آرام باش» عکسالعمل نشان میدهد و یا برعکس با گفتن «زودباش»، «سریع صحبت کن» در واقع واکنش منفی نشان میدهد.
دومین عامل فشارزا، فشارهای مربوط به فرم زندگی کودک میباشد برخی از والدین در مورد برنامه روزمره فرزندشان مانند بیدار شدن، غذا خوردن، نظافت کردن، خوابیدن و... رفتار بسیار سفت و سختی را اعمال میکنند و کودک را وادار میکنند که کارهایش را دقیقا طبق ساعت انجام دهند و اغلب نیز نتیجه خوبی نمیگیرند و مایوس میشوند.
دانشآموزان مبتلا به لکنت زبان
در دوره دبستان که دانشآموزان به دنبال جلبتوجه هستند و با یکدیگر رقابت میکنند، ممکن است برخی از همکلاسیها به لکنت کودک توجه و او را مسخره نمایند و همین امر او را از دیگران جدا سازد.
در این میان اگر کودک اعتمادبهنفس و احساس خودارزشمندی بالایی داشته باشد، تحت تاثیر این آزارها قرار نمیگیرد.
اما بسیاری از این دانشآموزان ناراحت و منزوی میشوند و ترجیح میدهند سکوت کنند. در حقیقت ناراحتی و سرخوردگی آنها بیشتر ناشی از ناتوانیشان در ابراز خود است که گاه ممکن است منجر به رفتارهای خشونتآمیز بشود.
زمانی که کودک دچار لکنت میشود و شنونده (اعم از پدر، مادر، دوستان و...) واکنش منفی نشان میدهند و زمانی که تلاش برای درمان وی موفقیتآمیز نیست، همه این عوامل موجب خشم و سرخوردگی دانشآموز شده و تصویری منفی را در او ایجاد میکند.
لکنت زبان در بعضی از دانشآموزان با شروع مدرسه و یا زمانی که در مدرسه هستند، بیشتر میشود. اگر کودک مبتلا ناراحت به نظر میرسد و صبحها از رفتن به مدرسه خودداری میکند، بهتر است والدین با او صحبت کنند و از او بخواهند احساساتش را درباره مدرسه بیان کند.
پدر و مادر میتوانند با گوش دادن به درددلهای کودک در خصوص ناراحتیهایی که در مدرسه با آن مواجه میشود و همچنین ارائه رهنمودهای مثبت از وی حمایت نمایند.
هرگز نباید در کودک این احساس به وجود آید که با دیگران فرق دارد. در شکلگیری چنین برداشتی معلم نقش مهمی را ایفا مینماید چرا که دانشآموز بیشترین وقت خود را در کلاس درس میگذراند.
برای مثال معلم میتواند به جای آنکه دانشآموز را به دلیل لکنت زبان از برنامه روخوانی کنار بگذارد و در موقعیتهای صحبت کردن ملاحظه او را بکند، او را در تمام فعالیتهای کلاسی شرکت دهد.
چرا که کنار گذاشتن وی از فعالیتهای کلاسی به بهبود لکنت کمکی نمیکند. همچنین معلم باید از این واقعیت آگاه باشد که میتواند تصویر کاملی از تمامی رفتارهای دانشآموز به والدین ارائه نماید ایجاد چنین احساسی در معلم باعث میشود که وی درک کند همکاری او جزیی از مراحل درمان لکنت دانشآموز محسوب میشود.
بایدها و نبایدها در مورد کودک لکنتزبانی
بایدها
- کودک خود را با مشکل لکنت زبانش بپذیرید و اجازه دهید او نیز این مساله را احساس کند.
- سعی کنید ریشه اضطراب و فشار روانی وی را شناسایی کرده و آن را از بین ببرید.
- خودتان به آرامی سخن بگویید تا غیرمستقیم به او آرام سخن گفتن را بیاموزید و او نیز از شما الگوبرداری کند.
- به او فرصت دهید تا در کمال آرامش و بدون عجله و اضطراب حرف بزند.
- درباره لکنت زبانش با او حرف بزنید تا بداند شما شرایط او را درک میکنید و به این موضوع توجه دارید.
- سعی کنید احساسات او را درک کنید و از او بخواهید با کلمات و جملات کوتاهی که دوست دارد احساسش را بیان کند.
- به یاد داشته باشید تشویق عامل بسیار موثری برای افزایش اعتمادبهنفس اوست و باعث کمتر شدن فشار حاصل از لکنت زبانش میشود.
نبایدها
- هرگز ادای او را در نیاورید و مسخرهاش نکنید حتی به قصد شوخی نیز به او نخندید.
- به خاطر طول کشیدن زمان صحبت کردنش بر سر او فریاد نزنید و دعوایش نکنید.
- نگذارید کسی به صحبت کردن او ایراد بگیرد و این قانون را برای تمام اعضای خانواده در نظر بگیرید.
- اشتباهاتش را اصلاح نکنید و سعی نکنید جملاتش را کامل کنید.
- از اینکه این گونه سخن میگوید خود را نگران نشان ندهید.
- او را به صحبت کردن بخصوص در میان جمع مجبور نکنید.
برگرفته از نوشته های: خانم معصومه اسدی
جامجم
آیا تاکنون در زنگهای تفریح و با وجود انبوه دانش آموزان تعداد انگشت شماری از کودکان بیش فعال کنترل اوضاع را از دستتان خارج نموده و دچار خستگی بیش از حد شده اید؟
آیا تا کنون در کلاس درس به دلیل وجود یک یا چند دانش آموز بیش فعال کنترل کلاس برایتان سخت بوده و روزهای خسته کننده و پر مشغله ای داشته اید؟
اختلال بیش فعالی وضعیتی است که در تعدادی از بچه های پیش دبستانی و دوران ابتدایی وجود دارد. کنترل رفتار این بچه ها و جلب توجه آنها سخت است. تخمین می شود که بین 3 تا 5 درصد بچه ها اختلال بیش فعالی دارند یا به عبارتی تقریبا دو میلیون بچه در ایالت متحده آمریکا بیش فعالند. بدین معنی که در یک کلاس 24 تا 30 نفره احتمال دارد حداقل یک نفر دچار چنین اختلالی باشد.
بیش فعالی (ADHD) به عنوان یک ناتوانی دریادگیری محسوب نمی شود بلکه به عنوان ناتوانی فردی در فعالیت هی آموزشی می باشد که منجر می شود که دانش آموز خدمات آموزشی خاصی دریافت کند و در طبقه بندی «آسیب دیدگان سلامتی» قرار می گیرد نه تحت «ناتوانی های یادگیری خاص» بسیاری از کودکان (ADHD) تقریبا 20 تا 30 درصد نیز دارای اختلالات یادگیری ویژه هستند.ویژگی های اصلی (ADHD): بی توجهی، بیش فعالی و تحرک بیش از حد است. متخصصین; سه زیر مجموعه برای آن به رسمیت شناخته اند، که عبارتند از:
اول: نوعی که در آنها فعالیت بیش از حد و پرتحرکی شایع است (این افراد اختلال توجه چشم گیری نشان نمی دهند).
دوم: نوعی که در آنها عدم توجه قالب است. (که در آنها فعالیت و تحرک بیش از حد از خود نشان نمی دهند و گاهی اوقات تحت عنوان ADD می شناسیم).
سوم: نوع ترکیب یافته که هم اختلال توجه از خود نشان می دهند و هم علائم تحرک بیش از حد را نمایان می سازند.
از دیگر اختلالاتی که گاهی با ADHD همراه هستند .
vسندروم تورت، (به نسبت بسیار کمی از کسانی که ADHD دارند اثر می گذارند.اختلال بی اعتنایی و مخالفت، (که بر بیش از یک سوم تا نیمی از کودکان ADHD اثر می گذارد.اختلال رفتاری که 20 تا 40 درصد را در بر می گیرد.افسردگی و اضطراب و اختلالات دو قطبی بودن.
علائم و نشانه ها
به جزئیات دقت نمی کنند و اشتباهات واضحی انجام می دهند.خیلی ضعیف
حروف و کلمات را کنار هم قرار می دهند و نوشته های شلوغ و در هم و بر همی
دارند.در حفظ توجه شان در انجام تکالیف مدرسه و کارها مشکل دارند. تکالیف
مدرسه را سرسری می گیرند.از انجام تکالیفی که دوست ندارند اجتناب می کنند و
در تمام کردن تکالیف مدرسه و مواردی که فعالیت ذهنی می طلبد وا می مانند.
فعالیت های روزمره را فراموش می کنند.در سازمان دهی کارها و فعالیت ها مشکل
دارند.لوازم و وسایلی که برای انجام تکالیف و کارهایشان لازم است را گم می
کنند. (قلم، خودکار و ...) در فعالیت های نشاط آور و لذت بخش به مرور (یا
رفته رفته) از خود مشکلاتی نشان می دهند.مانند یک موتور فعالیت کرده و یک
جا ثابت نمی مانندسریع جواب دادن به سوالها قبل از آنکه سوال کامل شود.
اغلب صحبت دیگران را قطع می کنند.
استراتژی
وقتی دانش آموز مشغول انجام تکالیف یا مطالعه دروس است اجازه دهید
بارها و مرتب جایش را عضو کند.به آنها کارهایی که لازمه آن حرکت و از اینجا
به آنجا رفتن است، از قبیل پخش کردن کاغذها رساندن پیغام و یا آب دادن
گیاهان را بسپارید.
لحن صدای خود را تغییر دهید: گاهی بلند، گاهی آرام، گاهی معمولی.
از دانش آموزان بخواهید قبل از حل مسائل و به عهده گرفتن تکالیف، تصمیم و برنامه خود را برای چگونگی انجام آنها بیان کنند.
اجازه دهید بچه ها در زمان گوش دادن به مطالب با دستهایشان کارهایی از قبیل تا کردن کاغذها، ضربه زدن به سنگی یا چیزی، بازی با خاک رس، توپ و یا هر چیز دیگر را انجام دهند و مانع آنها نشوید.
از روش های غیر محسوس مثل ایما و اشاره و حالت های جسمی استفاده کنید تا دریابید که دانش آموزان کوک نیستند بدون آنکه خودشان بفهمند.
به دانش آموزان فرصت دهید تا خلاقیت های مختلف و تخیلات را بروز دهند تا بتوانند شناخت دقیقی از ابتکار بدست آورند.
وقتی جهت مشخص و درس ها داده شد، آن وقت استراتژی های چند حسی را به کار گیرد.
اختلال کمبود توجه از دوره نوزادی آغاز و در دوران نوجوانی همان زمانی که تاثیرات منفی بیشتری بر زندگی کودک در محیط خانه مدرسه و اجتماع هست گسترش پیدا کند.تقریبا 3 تا 5 درصد از کودکان دبستانی تحت تاثیر (ADD) هستند.اخیرا این وضعیت را تحت عنوان «ناتوانی در یادگیری»، «صدمات مغزی»، «حرکت زیاد» یا «بیش فعالی» نامیده اند. «اختلال نقص توجه» نیز برای توضیح واضح تر خصوصیات این گونه از کودکان بیان شده است.
دو نوع اختلال کمبود توجه وجود دارد که هر دو در زیر توضیح داده شده است.اختلال نقص توجه در کودکان بیش فعال (ADHD) مطابق با مقایس های آماری و تشخیص اختلال ذهنی (انجمن روانشناسی آمریکا، 1987) برای تشخیص »ADHD« در کودکان باید حداقل هشت مورد از موارد زیر را کودک بیش از سن 7 سالگی و طی شش ماه یا بیشتر از خود نشان دهد.1- به خود پیچیدن و ناآرامی و یا به نظر می رسد بی قرار است.2- نتواند سرجایش بنشیند.3- خیلی زود و به راحتی آشفته و پریشان بشود.4- تحمل در نوبت منتظر بودن را ندارد.5- در پاسخ دادن هول و عجول است.6- در دنبال کردن دستور العمل ها مشکل دارند.7- در حفظ و نگه داشتن توجه شان مشکل دارند.8- هنوز کاری تمام نشده به سراغ کار دیگر می روند.9- نمی توانند آرام بازی کنند.10-خیلی زیاد و افراطی حرف می زنند.11- وسط حرف دیگران می پرند و یا حرف یکدیگر را قطع می کنند.12- مطالب را خوب گوش نمی کنند.13- اغلب وسایل مورد نیاز کارهایشان را گم می کنند.14- غالبا دست به کارهای خطرناک می زنند.
اختلال نقص توجه نا متفاوت
در این شکل از اختلالات مشخص ترین خصوصیت اولیه بی دقتی است. بیش
فعالی در اینجا حضوری ندارد. معهذا، این کودکان باز هم آشفته و پریشان
هستند و نمی توانند نظم و ترتیب داشته باشند و به طور معمول آرام و غیر
فعال به نظر می رسد.از آنجا که راحت تر می توان در کلاس درس بر این کودکان
نظارت و کنترل داشت به نظر می رسد که اختلال کمبود توجه نامتفاوت بیشتر تحت
بررسی و مطالعه قرار گرفته است. و بدین ترتیب آنها بیشتر دچار عدم موفقیت
درسی می شوند تا آنها که اختلال کمبود توجه بیش فعال دارند.
ایجاد محیط صحیح آموزشی
دانش آموزان دچار نقص توجه را نزدیک میز معلم و در ردیف صندلی های
معمول کلاس بنشانید.این دانش آموزان را جلوتر از همه در کلاس بنشانید تا
بقیه دانش آموزان در معرض دید قرار نگیرند و پشت سر آنها باشند.دانش آموزان
خوب و نمونه کلاس را کنار آنها بنشانید. ترجیحا دانش آموزانی که به هر
دلیلی مشخص تر از دیگران و سرمشق بقیه هستند.تشویقشان کنید که دوتایی با هم
درس بخوانند و ناظر بر درس یکدیگر باشند.از هر چیز که باعث تحریک و
پریشانی آنها می شود بپرهیزید. سعی کنید آنها را نزدیک شوفا ژ، دستگاه های
تهویه، در و پنجره و قسمت های شلوغ ننشانید. تغییرات را خوب لمس نمی کنند.
بنابراین از تغییر و تحول، جابجایی، تغییر در جدول برنامه ها و همچنین قطع
رابطه دوری می کنند.خلاق باشید. کلاس را به شکلی تغییر دهید که کمترین فضای
درسی را داشته باشد و بگذارید همه دانش آموزان در آن شرکت داشته باشند، تا
شاگردان دچار اختلال کمبود توجه حس نکنند با دیگران فرق دارند.والدین را
تشویق کنید تا فضای مناسبی با برنامه های مشخص روزانه، ساعت معین مطالعه و
مرور تکالیف انجام شده توسط آنها را در خانه برقرار کنند.
تدریس به دانش آموزان دچار نقص توجه (ADD)
در طول درس های شفاهی ارتباط چشم را قطع نکنید.درس ها را مختصر و
واضح تهیه کنید.در دادن درس های روزانه پیوسته و ثابت باشید.درس های پیچیده
را ساده کنید و از درس های متعدد و زیاد بپرهیزد.مطمئن شوید دانش آموزان
قبل از شروع کار درس را فهمیده اند. در صورت لزوم درس را با روشی مثبت و به
آرامی تکرار کنید.کاری کنید که با شما راحت باشند و از شما کمک بگیرند
(بیشتر این کودکان تقاضای کمک نمی کنند.)کم کم میزان کمک خود را کاهش دهید.
اما بخاطر بسپارید که این کودکان نیاز به کمک بیشتر و طولانی تری نسبت به
کودکان عادی دارند.اگر لازم شد بخواهید دفترچه تکالیف روزانه ای نیز داشته
باشند.1- مطمئن شوید هر دانش آموز همه تکالیفش را روزانه و به درستی انجام
می دهد. اگر دانش آموزی قادر به انجام چنین کاری نبود معلم باید به او کمک
کند.2- دفترچه تکالیف آنها را هر روز امضا نمایید بر انجام کامل تکالیف
آنها باشد (خانواده ها نیز باید آن را امضا نمایند).3- از دفترچه یادداشت
برای داشتن ارتباط روزانه با والدین نیز استفاده کنید.
دادن تکالیف
هر دفعه فقط یک کار را از آنها بخواهید.مکررا در آنها انگیزه ایجاد
کنید و به آنها پند و آگاهی دهید. طرز برخورد و روش شما باید جنبه حمایتی
داشته باشد.تکالیف در حد نیاز تغییر دهید با افراد متخصص در زمینه های
تحصیلی مشورت کنید تا بتوانند قدر وضعف هر دانش آموز را تعیین کنید. برنامه
های تحصیلی جداگانه ای ترتیب دهید.مطئن شوید که دانش آنها را محک می زنید
نه گستره دقت آنها را.برای کارهای مشخص وقت اضافه بدهید. این دانش آموزان
به آرامی کار می کنند به خاطر وقت اضافه مورد نیازشان آنها را جریمه
نکنید.به خاطر داشته باشید این کودکان خیلی زود از هم می پاشند ولی تفاوت
می شوند. استرس، فشار و خستگی می تواند کنترل شخصی آنها را برهم بزند و به
سمت رفتاری ضعیف و کند سوق دهد.
برگرفته از :نوشته های آقای بهزاد تریوه
مقدمه
در جامعه ی ما همه برای تحصیلات، اهمیت بسیاری قائلند و دوست دارند فرزندشان در مدرسه، خیلی خوب و درس خوان باشد؛ ولی گاهی وضعیت تحصیل کودک، بر وفق مراد پیش نمی رود و مسایلی به وجود می آید که باید به حل و رفع آن ها پرداخت.
مشکل کودک شما در مدرسه ممکن است به مسایل آموزشی یا تربیتی مربوط باشد.
این مسایل، از حرف زدن سر کلاس تا بی توجهی و بی اعتنایی کامل ، از فراموش کردن انجام تکالیف تا مشکلات جدی در یادگیری و خودداری از رفتن به مدرسه تا بی فایده کردن زحمت معلم ها متفاوتند.
در اینجا این پرسش مطرح می شود که چگونه باید با این مسایل برخورد کنیم؟
در
بخشهای بعدی ، روشهایی را برای کمک به کودک و همچنین، همکاری با آموزگاران
او برای حل و رفع مشکلات مربوط به تحصیل فرزندتان پیشنهاد می کنید.
نمیخوام برم
آریا، برای سومین بار در این هفته دل درد و سردرد دارد و اصرار میکند حالش برای به مدرسه رفتن خوب نیست؛ سارا از یک روش متفاوت استفاده میکند: او آنقدر نگران بیرون رفتن از خانه است که خودش را زیر تخت پنهان میکند تا کسی نتواند او را پیدا کند؛ شایان ده ساله، تصمیم میگیرد که دیگر به مدرسه نرود چون خوشش نمیآید.»
والدین، هیچگاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن، کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمیدانند که آیا کودک، واقعاً احساس ضعف و بیماری میکند و یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمیخواهد به مدرسه بروند، بهانهگیری میکند. در خانههایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت یک مشکل درآمده، صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست
بیشتر کودکانی که والدینشان آنها را برای مشاوره نزد ما میآورند، به دلایل کاملاً واقعی و حقیقی از رفتن به مدرسه سرباز میزنند و تعداد کمی نیز دچار انواع مختلفی از ترسها هستند. نمونههایی از مسایل احساسی کودکان، میتواند ترس از جدا شدن از پدر و مادر تا ترس از قُلدر مدرسه باشد. کودکان، ممکن است هنوز نیاموخته باشند که چگونه تمام مسایل دنیای خارج را تجزیه و تحلیل و حل و رفع کنند. گاهی، این مشکل از خانه ناشی میشود. مثلاً در یک خانوادهی متشنج، کودک ممکن است از ترس اینکه مبادا وقتی در خانه نیست اتفاق ناگواری بیفتد، دوست نداشته باشد به مدرسه برود و یا در بعضی موارد، ممکن است به طور ناخودآگاه حس کند اگر در منزل باشد، توجه والدینش به سوی او جلب خواهد شد و آنها دیگر با هم به جنگ و جدل نخواهند پرداخت
شما نمیتوانید کودک را مجبور کنید که مدرسه را دوست داشته باشد؛ ولی می توانید باعث ایجاد اعتماد و امنیت در او شوید. میتوانید کمک کنید با احساساتش کنار بیاید و او را به سوی راه حل احتمالی هدایت کنید. در عین حال، شما می توانید رفتارهایی را که به نحوی باعث ایجاد مشکل شدهاند، تغییر بدهید و یا حذف کنید.
• برای ماندن در خانه، شرایط خاصی را تعیین کنید. برای مدرسه نرفتن شرایط مشخصی تعیین کنید
برای مثال، کودک باید تب بالای 38/5 درجه داشته باشد و نشانههای روشنی از ناخوشی را نیز نشان دهد. اگر کودک، بیمار است باید در رختخواب بماند، ولی چنانچه میبینید ناخوشی فرزندتان با رفتن سرویس مدرسه به طرز عجیبی ناپدید میشود، ترتیبی بدهید که آن روز به کودک خوش نگذرد. به این مفهوم که نگذارید آن روز را به بازی و تفریح و خوراکی خوردن بگذراند. برای او مکانی مناسب حال یک بیمار ایجاد کنید، به طوری که حق نداشته باشد با دوستانش بازی کند. او باید تمام روز در رختخواب بماند و فقط غذاهای مناسب یک بیمار را به او بدهید.
با کودک صحبت کنید. کودک را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی که باعث میشوند تا او به مدرسه نرود را، برای شما بگوید. این روش را هم بیازمایید: از کودک بخواهید فهرستی از آنچه در مدرسه، مورد علاقهاش است و آنچه را که دوست ندارد، با ذکر دلیل برای شما بگوید. ببینید آیا نشانههایی از این که کودک از مدرسه رفتن نمیترسد، ولی از ترک خانه واهمه دارد، میبینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید ولی میتوانید به کودک کمک کنید تا با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقهتان و درک مسایلش به او اطمینان خاطر بدهید.
• با دوستان و برادر و خواهرهای کودک صحبت کنید. شما اغلب میتوانید با پرسش از کسانی که به نحوی با علل احتمالی نرفتن کودک به مدرسه سر و کار داشتهاند، از احساساتش آگاه شوید. گاهی برادر و یا خواهر بزرگتر میتواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل و رفع مسأله یاری کند.
• با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان بگذارید. سرآغاز این رفتار، چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل، کمک بزرگی برای شما باشد.
• کودک را به مدرسه و محیط آن علاقمند کنید.
این راهها را برای تشویق کودک برای رفتن به مدرسه بیازمایید:
1. با نظری مساعد دربارهی مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامهی خاصی در مدرسه وجود دارد، در تقویم علامت بگذارید. مثلاً به کودک بگویید: «این هفته قراره تمام بچههای کلاستون رو برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند، فکر میکنی چه چیزهای تازهای ببینی؟ یادت باشه برای من همهاش رو تعریف کنی.» یا «شنبهی دیگه قراره برید اردو، هی پسر، خیلی باحاله نه؟»
2.به کودک کمک کنید وسایلی را پیدا کند و به مدرسه ببرد و به دوستانش نشان دهد و یا موضوعهای جالبی را برای دوستانش تعریف کند. برای نمونه، عکس گربهاش را به مدرسه ببرد یا یک اسباب بازی جدید را به دوستانش نشان دهد. (البته اگر این کار خلاف قوانین مدرسه نباشد.)
3.با کودکتان دربارهی چیزهایی که در مدرسه دوست دارد و میپسندد صحبت کنید. از کودک بخواهید که تمام مسایلی را که دربارهی مدرسه و در ارتباط با مدرسه دوست دارد به شما بگوید و سپس، از همین اطلاعات برای تشویق کودک برای مدرسه رفتن استفاده کنید. برای نمونه: «امروز نقاشی دارین یا نه؟ امروز خانم .م.. قراره بیاد سرکلاستون مگه نه؟» و خلاصه آنکه، به او یاد آوری کنید که چیزهای مورد علاقهاش را در مدرسه خواهد دید.
4.کودک را به ایجاد دوستیهای مدرسه ای تشویق کنید. به کودک کمک کنید با هم مدرسهایهایش دوست شود و دوستیهایش را با آنان گسترش دهد. به ویژه اگر مدرسهی او خیلی نزدیک نیست و دوستان زیادی در همسایگی منزل دارد باید بیشتر به این موضوع توجه کنید. میگنا دات آی آر.برنامههایی را برای آنکه دوستان مدرسهای کودک شما به منزلتان بیایند و با هم بازی کنند، ترتیب دهید و یا طوری برنامهریزی کنید که دوستان هم مدرسهای، هفتهای یک بار و هر بار در منزل یکی از آنها دور هم جمع شوند. برای کودکان بزرگتر، راههایی را پیشنهاد کنید که با دوستانشان در خارج از مدرسه ملاقات داشته باشند. مثلاً بگویید: «پریسا، چرا به شهرزاد تلفن نمیکنیم که امشب با ما به سینما بیاد؟»
کودک را به مدرسه برسانید
اگر می خواهید که کودکتان، به ویژه بعد از چند روز غیبت یا تعطیلی، مثل سابق و به طور مرتب به مدرسه برود، او را برسانید و سری هم به مدرسه بزنید تا با معلم های کودکتان صحبت کنید. برای حاضر شدن صبحگاه خوب است موارد زیر در نظر گرفته شود:
۱-ترتیبی دهید که کودک، هرچه زودتر و مرتب تر کارهای قبل از مدرسه اش را انجام دهد. تمام تلاشتان را بر روی آماده کردن او، متمرکز کنید. هرچه برنامهی دقیقتری برای صبح داشته باشید این کار راحتتر خواهد بود. ترتیبی بدهید که خوردن صبحانه و لباس پوشیدن برای کودکتان به صورت عادت درآید، به طوری که برای انجام آنها نیازی به فکر کردن نداشته باشد. اگر برنامهتان نقص دارد و باعث ناراحتی و زحمت کودک میشود، آن را تغییر دهید
-به غر زدن کودک توجه نکنید. به غرزدنهای کودک دربارهی مدرسه و نظریات منفی او بیاعتنایی کنید و به جای آن، نظرات مثبت و اشتیاق کودک را به مدرسه رفتن تشویق کنید و به او پاداش بدهید.
۳- در صورت لزوم، در تمام مراحل صبحگاهی، کودک را به انجام کارها وادار کنید حتی اگر لازم است به زور این کار را انجام دهید. باید این کار را یکی از پدر و مادر که کمتر احساساتی است انجام دهد. حالت صورت شما باید جدی و مصمم، ولی کاملاً مثبت و مهربان باشد. او را به مدرسه و در صورت امکان، سر کلاس ببرید و به سرعت آنجا را ترک کنید
رفتن مرتب و سر وقت به مدرسه را به صورت برنامهی اصلی کودک در آورید
اگر کودکتان مدتی به مدرسه نرفته است و یا برای رفتن به مدرسه مقاومت می کند، ممکن است لازم باشد با معلمها و ناظمها و دیگر مسؤولان مدرسه هماهنگیهایی را انجام دهید. این پیشنهادها در مورد بسیاری از کودکان، نتیجهی خوبی داده اند
- ترتیبی بدهید که یکی از معلمها یا ناظمها کودکتان را که کنار در مدرسه مردد ایستاده است، ببیند و او را تا کلاس راهنمایی کند. البته این کار نباید باعث شود دیگر همکلاسیهای کودک او را سرزنش یا مسخره کنند
۲- طوری با مسؤولان مدرسه هماهنگ کنید که کودک، در ابتدای سال تحصیلی جدید مدت کوتاهی مورد حمایت بیشتر آنها قرار گیرد. بدین ترتیب که مثلاً اگر کودکی از رفتن به کلاس جدید واهمه دارد، در روز اول، با معلم سال گذشتهاش باشد تا به تدریج به محیط عادت کند
- در روزهای تعطیل با کودکتان به مدرسه بروید. دیدن مدرسه در ساعات تعطیلی میتواند کمک خوبی باشد تا در زمانهایی که مدرسه پر از دانش آموز است، کودک راحتتر محیط را بپذیرد.
رفتار مثبت کودک را برای مدرسه رفتن مورد توجه قرار دهید و جایزه بدهید.
به کودک نشان دهید که در نظر شما مدرسه رفتن او کار بسیار مهم و با ارزشی است و اهمیت فراوانی برای این مسأله قایلید. هر کاری را که مربوط به مدرسه رفتن است، از جمله آماده شدن، از خواب بیدار شدن، به موقع به سرویس رسیدن و… بدون تشویق و جایزه نگذارید
- با توجهتان کودک را تشویق کنید. اگر فرزندتان با مدرسه نرفتن یا تنبلی در این مورد، مقدار زیادی از وقت شما را میگیرد، روشتان را تغییر دهید و توجه بیشتری به او نشان دهید. برای مثال، بعد از مدرسه با او نهار بخورید یا بعد از مدرسه دنبال او بروید و با هم به گردش بروید
۲- روشی را برای جایزه دادن مرتب و رسمی پایهگذاری کنید. به کودکتان در ازای کارهای مفیدش برای مرتب رفتن به مدرسه امتیاز بدهید. به یاد داشته باشید در شروع کار، نیاز به صرف نیروی بیشتری خواهید داشت تا به تدریج، کودک راه بیفتد. ممکن است لازم باشد بعد از تعطیلات یا غیبتها، روش جایزهدهی را تقویت کنید
پس از مدتی خواهید دید که این مسئله بر طرف خواهد شد.
برگرفته از کتاب "چگونه با کودکم رفتار کنم"